۱۳۹۴۰۴۰۵

بلوچستان ما بلوچستان سبز

بسمه تعالی

بدیهیست بلوچستانی سبز،بلوچستانی آباد،بلوچستانی مترقی در صلح و امنیت و رفاه قطعا آرزو و هدفی متعالی برای یکایک مردمان این خطه بودهاست و برای دست یافتن به این مهم در طول سالیان متمادی قبل و بعد انقلاب اسلامی در ایران گروهها،سازمانها، احزاب، تشکلها و انجمنهای بسیاری با خط مشی ها و ایدیولوژی های مختلفی ائم از ناسیونالیستی، اسلامی، جهادی و غیره پا به عرصه ظهور در حیطه سیاسی و اجتماعی بلوچستان نهادند.سازمانهایی که در مقاطع مختلف زمانی و سیاسی و با اتخاذ استراتژیهای مختلف مبارزاتی ائم از مسالمت امیز و یا تمسک به قوه قهریه و مسلحانه توانستند حال با حمایت محدود مردمی و گاها حمایتهای غرض دار فرا تر از بلوچستان که برررسی آن از مجال این نوشته خارج است فعالیتشان را آغاز ونام و شهرتی کسب کنند و در نهایت یا از دایره سیاسی بلوچستان حذف ویا دچار انفعال شده و صرفا به حفظ حیات و نام بسنده کنند و اگر ما به به طور کلی در صدد یافتن وجوه و انگیزه های مشترک سیاسی بین اکثر این احزاب سازمانها و تشکلها باشیم به احقاق حقوق انسانی تضییع شده مردم بلوچ و اهل سنت و رفع تبعیضهای مذهبی و قومی تحمیل شده بر آنان،  از بین بردن فقر و تنگدستی و نهایتا و مهمتر از همه حفظ کرامت و عزت انسانی این مردم غیور خواهیم رسید و در این راستا مبارزات مختلفی آغاز و متعاقب آن جامعه دستخوش تغییرات و حوادث بسیاری گشت.بسیاری با اتخاذ راههای مسالمت امیز و قدم نهادن  در این حیطه سکوت  را شکستند و به نوبه خویش تلاش را برای حل بحران اغاز نمودند و بسیاری دیگر راه خشونت را گزیدند و برای اثبات و مشروعیت بخشیدن به مبارزه خود دلایلی عرضه کردند که در فرصتهای بعدی یک به یک دلایل هر دو طیف را تحلیل و بررسی خواهیم کرد.آنان که راه مبارزات و فعالیتهای سیاسی مسالمت امیز را گزیدند در گذر جبر سیاسی حاکم بر بلوچستان به علت فقدان فضا و بستری امن برای فعالیتشان واز انجا که  هیچ گاه هیچ گونه مجوزی به هیچ تشکل گروه و یا افرادی داده نشد و در صورت اهمال ورزیدن متحمل مجازاتهای سنگین و وحشتناک از طرف حکومت گشتند که نهایتا و جبرا ره به سکوت و انزوا از فضای سیاسی و نیز اجتماعی بلوچستان بردند . و عده ای دیگر راه خشونت و مبارزه مسلحانه را برگزیدند که که بر اثر آن زندگی هزاران نفر از مردم به طور مستقیم دستخوش تغییرات وحشتناک وجبران ناپذیری گشت.صدها نفر از جوانان که سرمایه های ارزشمند این خطه اند کشته شدند اعدام گشتند و یا در پشت میله های زندان فرجام ناخوشایند خویش را انتظار میکشند و از سویی دیگر وضعیت معیشتی بسیاری دیگر به طوری فاحش تنزل پیدا کرد که مثال بارز آن زندگی هزاران مرزنشینی میباشد که بر اثر این درگیریهای قهرامیز که منجر به مسدود شدن مرزها گشت همان درامد اندکی که حتی کفاف خرجهای اولیه زندگیشان را نمیداد را از دست دادند و در منجلاب بیکاری و اعتیاد و غیره گرفتار شدند. و از سویی دیگر صدها نفر از نیروهای انتظامی و امنیتی و سربازان وظیفه جان خویش را از دست دادند و سبب گسیل هزاران نیروی دیگر به منطقه شد و امنیت مثال زدنی کشور در سطح بین الملل به زیر سوال رفت .صدها انسان بی گناه در مساجد و معابر جان خود را از دست دادند وخانواده های بسیاری رخت عزا پوشیدند، هزینه های میلیاردی که میتوانست جهت آبادانی ، اشتغال زایی و غیره شود صرف حفر خندق و انسداد مرزها گشت و همین مردم غیوری که میتوانستندحافظان قدرتمند مرزها باشند در جو خوف و بی اعتمادی ناشی از هجوم گاه و بیگاه نیروهای خودسر قرار گرفتند  ووو هزاران اثر مرگبار دیگر که وسعت مصیبتها انقدر بی حد است که در مجال این نوشته نگنجد.و اما در اینجا جهت خطاب و انتقادمان صریح و واضح هم سوی حکومت است هم حامیان و بانیان خشونت و خونریزی..



اری نیک میدانیم و مبرهن و پر واضح است که در حقیقت تمامی این تلاشها، مجاهدتها و کوششها برای نیل یافتن و  حصول به این اهداف که یکی حفظ امنیت کشور درکل و  بالاخص بلوچستان و دیگری احقاق حقوق تضییع شده است بالنفسه قابل ستایش می باشند ولی آنچه قابل تٱمل و تعمق است این است که اجرایی گشتن این دو به چه گونه بوده است و تا چه میزان اتخاذ  این سیاستها و استراتژیها مشروعیت داشته است و دامنه هزینه ای که هم حکومت و هم مردم پرداخته اند تا به کجا رسیده است؟تا چه میزان این مبارزات و فعالیتها سبب از بین بردن و یا حداقل کاهش این نابرابریها، تبعیضها، ظلمها ،اجحاف ها و از سوی دیگر تا چه حد این تعقیبها و مجازاتها و درگیریها سبب تامین صلح و امنیت منطقه گشته است و اگر نگشته است ریشه را در کدامین ضعف باید جست؟!ایا عمق این فاجعه انسانی، این تراژدی خونین،این سقوط در ورطه فتنه و کشتار و تضییع حقوق تا بحدی نیست که در یافتن راه دیگری اندکی تامل کنیم؟


هدف ما به عنوان عده ای از دانشجویان بلوچ و اهل سنت از نگارش این مطلب این است تا توجهتان را به این بحران وحشتناک که رفته رفته به طور فرسایشی وجود و سرزمینمان را متلاشی میکند جلب کنیم تا خاضعانه و ملتمسانه دست به دامن همه شما مردم غیور بلوچ و اهلسنت،تحصیل کردگان ،نخبگان ،مبارزان،سرمچاران،مجاهدان، علمای کرام، متنفذین قومی و ریش سفیدان طوایف و همه آنان که این درد عظیم را احساس میکنند حال از هر طیف و گروه و حزب تفکر و عقیده  و از آن سو مسئولان معتدل و میانه رو دلسوز مردم و مملکت شویم تا در فضایی فراتر از اختلاف سلایق مذهبی و قومی و بدور از تعصب و جانب گرایی از هر گونه اش به کنکاش و جستجوی ریشه های عدم موفقیتمان بپردازیم و در صدد یافتن راهکاری مناسب و عملی برای پایان دادن به این بحران انسانی باشیم.در نوشته های آتی به لطف و اذن خداوند متعال ما از دیدگاه ناقض خود راهکارهایمان را پیشنهاد خواهیم داد و از همه شما عزیزان خواهشمندیم تا مارا با نظرات و اندیشه های گرانقدر خود برای یافتن این راهکار برای ساختن بلوچستانی سبز و اباد و در صلح یاری کنید.

بلوچستان سبز  


ومن الله التوفیق

آمار تکاندهنده از فقر مطلق در سیستان و بلوچستان

نماینده خاش در مجلس شورای اسلامی ضمن انتقاد از وضعیت توسعه‌ نیافتگی استان سیستان و بلوچستان، گفت: بالای 70 درصد مردم این استان زیر فقر مطلق زندگی می‌کنند.

به گزارش ایسنا، حمیدرضا پشنگ در نطق میان دستور خود در جلسه علنی امروز مجلس اعلام کرد رتبه توسعه‌نیافتگی استان در سال‌های 65، 75 و 85 رتبه 31 کشور است.
با توجه به سیاست‌های بالادستی نظام و برنامه‌های سوم، چهارم و پنجم توسعه، واقعیت نگران کننده این است که اگرچه با رویکرد حداقلی وضعیت مناطق مختلف نسبت به گذشته بهبود یافته اما بر مبنای شاخص‌ها و معیارهای توصیه‌ای عملکرد برنامه‌ها برای توسعه منطقه‌ای حتی در مقایسه با سطح ملی رضایتبخش و مطلوب نبوده است.
این نماینده مجلس افزود: با وجود این تلاش‌ها، اقدامات توسعه نیافتگی در بلوچستان همچنان پابرجاست. گرچه شرایط آن تغییر کرده اما شواهد گواه این است که شکاف توسعه‌ای با سایر مناطق کشور زیادتر شده. خروج سرمایه کند شده و نیروی انسانی خلاق، سرمایه و منابع طبیعی، محیط زیست و از بین رفتن سرمایه‌های اجتماعی را به همراه داشتند.
وی خاطرنشان کرد: سهم پایین استان در اداره امور سیاسی و اقتصادی کشور ما را جزو 12 استان عقب‌مانده قرار داده.
سرشماری سال 85 و 90 کشور حاکی از شکاف عمیق میان استان ما و تهران دارد. سرشماری سال 90 حاکی از نرخ بالای بیکاری در استان دارد. 51 درصد استان ما روستایی است اما درآمد استان کمتر از 1 درصد تولید ناخالص ملی است،‌ دو سوم جمعیت استان از آب شرب محروم‌اند.
ماندگاری تحصیل در سیستان و بلوچستان 50 درصد است و 150 تا 200 هزار نفر بازمانده از تحصیل داریم. متوسط فاصله مدارس روستایی 30 کیلومتر است و یک سوم از کلاس‌های درس در فضاهای غیراستاندارد برگزار می‌شود.
او به دولتمردان هشدار داد: نهیب گلوله و تفنگ با مدرسه‌سازی خاموش خواهد شد. قدرت باقی قدرت علم و دانش است نه قدرت کاذب حمل اسلحه.
عقب‌ماندگی‌های استان سیستان و بلوچستان حاصل تبعیض، فراموشکاری و در حاشیه قرار گرفتن مردم استان است و توسعه زمانی پایدار می‌شود که حدود تبعیض‌های منطقه‌ای، قومی، نژادی، جنسیتی و... تمامی جوانب زندگی فردی و اجتماعی را در بر گیرد. توسعه پایدار امنیت پایدار است.
این نماینده مجلس از رئیس جمهور خواست: مصوبات سفر استانی رئیس جمهور به استان سیستان و بلوچستان اجرایی شود.
او همچنین از دولت خواست که در آستانه تنظیم برنامه ششم تعادل منطقه‌ای را در اولویت قرار دهد و در مناطق مرزی آسیب‌شناسی انجام دهد.
گازرسانی به زاهدان،‌ تغییر نگاه امنیتی صداوسیما به مسائل غیرامنیتی، آبرسانی به روستاها، توجه جدی به حوزه ریلی استان، استفاده از ظرفیت دریای استان، مدیریت منابع آب،‌ حل مشکل اعتبارات استان از دیگر درخواست‌های نماینده شهر خاش بود.
این نماینده مجلس همچنین در بخش دیگری از نطق خود اتحاد و اتفاق مسلمانان را خواستار شد و برادرکشی بهیمن را محکوم کرد.
پشنگ از تیم مذاکره کننده حمایت کرد و بیانات رهبری را فصل‌الخطاب خواند و تأکید کرد: تیم مذاکره کننده باید بر همین مواضع پافشاری کند.
او همچنین خواستار پویایی اقتصادی و صادرات غیرنفتی، اجرای قانون رفع موانع تولید و تنظیم برنامه‌ای کارآمد برای برنامه ششم توسعه شد.
...........................
????!!!!!

۱۳۹۴۰۳۲۸